لغت نامه دهخدا
( گرم درآمدن ) گرم درآمدن. [ گ َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت مقاومت کردن. دلیری کردن. پایداری سخت: جنگ سخت آنجای بود... آن ملاعین گرم درآمدند خاصه در مقابله امیر. ( تاریخ بیهقی ).
( گرم درآمدن ) گرم درآمدن. [ گ َ دَ م َ دَ ] ( مص مرکب ) سخت مقاومت کردن. دلیری کردن. پایداری سخت: جنگ سخت آنجای بود... آن ملاعین گرم درآمدند خاصه در مقابله امیر. ( تاریخ بیهقی ).