گردروب

لغت نامه دهخدا

گردروب. [ گ َ ] ( نف مرکب ) گردروبنده. || ( اِ مرکب ) جاروب.

فرهنگ عمید

۱. گردروبنده.
۲. آن که گردوخاک را از جایی بروبد.

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) آنکه گرد و خاک را بروبد. ۲ - ( اسم ) جاروب.