لغت نامه دهخدا
گرد کار گشتن. [ گ ِ دِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مباشر کاری شدن. ( آنندراج ). مرتکب گشتن:
شبی گرد آمیغ خوبان مگرد
که تن را کنند سست و رخسار زرد.؟ ( انجمن آرای ناصری ).
گرد کار گشتن. [ گ ِ دِ گ َ ت َ ] ( مص مرکب ) مباشر کاری شدن. ( آنندراج ). مرتکب گشتن:
شبی گرد آمیغ خوبان مگرد
که تن را کنند سست و رخسار زرد.؟ ( انجمن آرای ناصری ).