کوح

لغت نامه دهخدا

کوح. [ ک َ ] ( ع مص ) چیره شدن در کارزار. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). جنگ کردن با کسی و غلبه یافتن بر او. ( ازاقرب الموارد ). || فروبردن در آب یا در خاک. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

چیره شدن در کار زار یا فرو بردن در آب یا در خاک

توبره یعنی چه؟
توبره یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
تازیانه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز