لغت نامه دهخدا
کنجله. [ ک ُ ج ُ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در هم فرورفته و پیچیده شده. در هم کشیده و چین و شکن به هم رسانیده. ( فرهنگ فارسی معین ).
کنجله. [ ک ُ ج ُ ل َ / ل ِ ] ( ص ) در هم فرورفته و پیچیده شده. در هم کشیده و چین و شکن به هم رسانیده. ( فرهنگ فارسی معین ).
( صفت ) در هم فرو رفته و پیچیده شده در هم کشیده و چین و شکن بهم رسانیده.