«کسمه شکستن» یک ترکیب قدیمی در زبان فارسی است که به معنای آراستن و پیچ و تاب دادن به موها، بهویژه زلف و گیسوان، به کار میرود. این واژه بیشتر در متون ادبی و شعر کلاسیک دیده میشود و بیانگر حالتی از زیباییآرایی و مرتب کردن مو به شکلی دلانگیز است. در این کاربرد، فرد موهای خود را به صورت حلقهدار یا تابدار در میآورد و آن را بر روی صورت یا شانهها میریزد. این عمل در ادبیات فارسی نمادی از زیبایی، دلبری و جلوهگری به شمار میرفته است. شاعران کلاسیک از این تعبیر برای توصیف زیبایی معشوق و حالتهای دلفریب او استفاده کردهاند. همچنین این واژه نشاندهنده توجه به جزئیات آرایش و آراستگی در فرهنگ سنتی بوده است. در برخی متون، «کسمه شکستن» همراه با توصیف زلفهای پیچیده و معطر آمده که بر جذابیت چهره میافزاید. این اصطلاح امروزه کاربرد روزمره ندارد و بیشتر در متون ادبی و لغوی دیده میشود. با این حال، معنای اصلی آن همچنان به آراستن و حالت دادن به موها بازمیگردد. به طور کلی، «کسمه شکستن» کنایهای از آراستگی و پیچوتاب دادن به گیسوان برای زیبایی و جلوه بیشتر است.
کسمه شکستن
لغت نامه دهخدا
کسمه شکستن. [ ک َ م َ ش ِ ک َ ت َ ] ( مص مرکب ) پیچ و تاب دادن زلف. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) مویی چند از سر زلف را پیچ و خم دادن و برخسار گذاردن: ( عروس بخت در آن حجله با هزاران ناز شکسته کسمه و بربرگ گل گلاب زده ). ( حافظ )