کرک انداختن
مترادفها
پشمالو شدن، پر شدن
متضادها
موزدایی، صاف کردن
لغت نامه دهخدا
کرک انداختن. [ک ُ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) کرک انداختن سخن یا گفتگو یا صحبت، گرم شدن و ادامه یافتن آن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
کرک انداختن سخن یا گفتگو یا صحبت. گرم شدن و ادامه یافتن.