«کُرباسه» واژهای است که در متون کهن فارسی برای نامیدن جانوری خزنده به کار رفته است. این جانور را به «شبهمار» توصیف کردهاند؛ بدین معنا که از نظر ظاهر به مار شباهت دارد، اما برخلاف مار دارای پا است. در منابع لغوی قدیم، از جمله فرهنگ اسدی نخجوانی، این ویژگی بهصراحت ذکر شده و نشاندهندهی شناخت دقیق نویسندگان از تفاوتهای ظاهری این جانور با مار بوده است.
در دیگر فرهنگها و متون فارسی، صورتهای گوناگونی از این واژه ثبت شده است؛ از جمله «کربس»، «کربسه»، «کربش»، «کرباشه»، «کرپاسه» و «کرپاشه». همچنین در برخی منابع، این واژه با معادلهای دیگری مانند «سوسمار»، «چلپاسه» و «مارپلاس» برابر دانسته شده است. در متون پزشکی و علمی قدیم، مانند «ذخیرهٔ خوارزمشاهی»، این جانور با نام عربی «سام ابرص» و «الوزغه» نیز شناخته میشود که امروزه بیشتر به نوعی مارمولک یا گِکو اشاره دارد.
تنوع این نامها در منابع مختلف نشاندهندهی گستردگی کاربرد و رواج این واژه در گویشها و مناطق گوناگون ایرانزمین است. همچنین، اختلاف در ضبط و تلفظ آن، مانند «کربسو»، «کربایس» و «کرفش»، بیانگر تحول زبانی و دگرگونی آوایی این واژه در طول زمان است. در مجموع، «کرباسه» و صورتهای همخانوادهی آن را میتوان از نامهای کهن فارسی برای اشاره به انواعی از خزندگان کوچک دانست که در زبان امروزی بیشتر با نامهایی چون «مارمولک» یا «سوسمار» شناخته میشوند.