کروبیون

لغت نامه دهخدا

کروبیون. [ ک َ / ک َرْ رو بی یو / ک َ بی یو ] ( ع اِ ) ج ِ کروبی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). کَروبیّه. ( اقرب الموارد ). بزرگان ملائکه یا مقربان آنها. عبرانی آن کروبیم و جمع کروب است. بسا که به همان لفظ عبرانی به کار رود و معنی آن حافظ یا حارس یا مقرب است. ( اقرب الموارد ). رجوع به کروبی، کروبیان و کروبیم شود.

فرهنگ معین

(کَ یُّ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ کروبی. فرشتگان مقرب درگاه.

فرهنگ فارسی

کروبیه:فرشتگان مقرب، عبرانی آن کربیم، درفارسی کروبی وکروبیان
( اسم ) جمع: کروبی در حالت رفعی ( در فارسی مراعات این قاعده نکنند ).
جمع کروبی.بزرگان ملائکه یا مقربان آنها

ویکی واژه

جِ کروبی. فرشتگان مقرب درگاه.

جمله سازی با کروبیون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در متون الهیاتی و اساطیری بسیار قدیمی، موجوداتی مانند کروبیون به عنوان پیام‌آوران آسمانی و محافظان قلمروهای مقدس توصیف شده‌اند.

💡 هنرمندان دوران رنسانس بارها از تصویرسازی‌های مختلف کروبیون در نقاشی‌های مذهبی خود برای نشان دادن عظمت و شکوه الهی استفاده کرده‌اند.

💡 مفاهیم مربوط به کروبیون در فرهنگ‌های مختلف با جزئیات متفاوت اما با ویژگی‌های مشابهی از قدرت و حضور در ابعاد دیگر یاد می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران