لغت نامه دهخدا
حافظون. [ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) حافظین. ج ِ حافظ. || فرشتگان نگهبان و نویسندگان اعمال.
حافظون. [ ف ِ ] ( ع ص، اِ ) حافظین. ج ِ حافظ. || فرشتگان نگهبان و نویسندگان اعمال.
[ویکی الکتاب] معنی حَافِظُونَ: حافظان - نگهبانان
ریشه کلمه:
حفظ (۴۴ بار)
💡 5- والذين هم لفروجهم حافظون (469)؛ كسانى كهاهل عفافند و دامن خود را از حرام نگه مى دارند.
💡 5 حيا شرط ايمان است. (لفروجهم حافظون )(آلودگى جنسى نشانه ى ضعف ايمان است )
💡 و در كافى به سند خود از اسحاق بن ابى ساره روايت كرده كه گفت: از امام صادق(عليه السلام ) از آن (يعنى از متعه ) پرسيدم، فرمود:حلال است ولى زنهار كه صيغه مكن مگر زن عفيف را كه خداىعزوجل مى فرمايد: (والّذين هم لفروجهم حافظون ) پس فرج خود را در جايى كه ايمناز پولت نيستى مگذار،.
💡 چـهـارمـيـن ويـژگـى مـؤ مـنـان را مـسـاءله پـاكـدامـنـى و عـفـت بـه طـوركـامـل، و پـرهـيـز از هـر گونه آلودگى جنسى قرار داده، چنين مى گويد: (آنها كسانىهستند كه فروج خويش را از بى عفتى حفظ مى كنند) (و الذينهم لفروجهم حافظون ).