لغت نامه دهخدا
کجیل. [ ک َ ] ( اِخ ) نام محله ای است قدیمی از محلات شهر تبریز. ( آنندراج ):
تبریز مرا راحت جان خواهد بود
پیوسته مرا ورد زبان خواهد بود
تا درنکشم آب چرندآب و کجیل
سرخاب ز چشم من روان خواهد بود.کمال الدین مسعود خجندی ( از آنندراج ).
کجیل. [ ک ِ ] ( اِ ) زالزالک وحشی. دلیک. ( از یادداشت مؤلف ). رجوع به دلیک شود.