فرهنگ عمید
= دم بریده
= دم بریده
( صفت ) ۱- جانوری که دمش را قطع کرده باشند دم بریده. ۲- محیل حیله گر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رخش اقبال بریده دم و یال که از آن صاحب میدان صدحیف!
💡 این رایت نگون سر و رخش بریده دم بر غافلان هفت خطرگه برآورید
💡 ترکش شکسته بیلک و مرکب بریده دم مسند دریده بالش و رایت نگون سر است
💡 نام این غول ز گیتی گم باد بر زده شاخ و بریده دم باد
💡 بریده دم اسپ بیش از هزار نگون کرده زین و آلت کارزار