دم بر
لغت نامه دهخدا
دم بر. [ دَ ب ُ ] ( اِ مرکب ) آلتی فلزین از گچ بران. ( یادداشت مؤلف ).
- دم بر دوسر؛ دم بری که دو سر داشته باشد و آن آلتی فلزی است از گچ بران. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
آلتی فلزین از گچ بران.
جمله سازی با دم بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون درو آثار مستی شد پدید یک مرید او را از آن دم بر رسید
💡 بارکی در زیر و گفتی دم به دم بر دو چشمم میگذارد هرقدم
💡 خدا بد در دل عطّار گویا که هر دم بر صفاتی گشت پیدا
💡 چو قاف قدرتش دم بر قلم زد هزاران نقش بر لوح عدم زد
💡 بی دلآرامی که هر دم بر کفم جا مینهد بیش آرامی نگیرد طبعِ شورانگیزِ من
💡 ملکت نمرود را گردان خراب رو ز ابراهیم یک دم بر متاب