کجاوه کش

لغت نامه دهخدا

کجاوه کش. [ ک َ وَ / وِ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) چاروادار که پیاده همراه استر یا اشتر کجاوه دار است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

چاروادار که پیاده همراه استر یا اشتر کجاوه دار است.

جمله سازی با کجاوه کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در آن روزهای پرمشغله، کجاوه کش با پشت خمیده و پاهایی خسته، وظیفه انتقال مسافران را در مسیرهای دشوار کوهستانی بر عهده داشت.

💡 داستان زندگی آن کجاوه کش قدیمی، پر از سختی‌ها و تلاش‌های بی‌پایانی بود که برای تامین معاش خانواده خود در شرایط سخت انجام می‌داد.

💡 آن کجاوه کش با مهارت و تجربه‌ای که داشت، می‌توانست حتی در سخت‌ترین شرایط جوی نیز مسافران را به سلامت به مقصد برساند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران