تحریر کش

لغت نامه دهخدا

تحریرکش. [ ت َ ک َ/ ک ِ ] ( نف مرکب ) نویسنده و کاتب. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نویسنده و کاتب

جمله سازی با تحریر کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 من و ناسازی خویی که در تحریر بیدادش رمد حرف از قلم گر خود قلم نگریزد از کاغذ

💡 گیل آبادی تاکنون چندین کتاب و مقاله را به رشته تحریر درآورده و در طول فعالیت های خود سی‌وپنج رتبه و تقدیر بین‌المللی و ملی از جشنواره‌های متفاوت فرهنگی هنری را کسب کرده است.

💡 آنکه از وصف کمالش خامه از تحریر لنگ وانکه در نعمت جمالش خامه از تقریر لال

💡 فاضل شربیانی در فقه و اصول چندین کتاب را به رشتهٔ تحریر درآورد از جملهٔ آنها:

💡 به وصفت کند ازینم من که: میدانم نه آنی تو که در تقریر ما گنجی و در تحریر ما آیی

💡 او همچنین به دلیل دیدگاه‌های مبتنی بر همگرا نمودن علوم، به‌خصوص علوم با هنر و فناوری مقالاتی را به رشته تحریر درآورده است.

💡 آن تحریر کش ماهر توانست با استفاده از قلم‌های مخصوص و مرکب باکیفیت، نسخه‌ای بسیار زیبا و هنرمندانه از کتاب‌های قدیمی خلق کند.

💡 در دورانی که چاپ کتاب رایج نبود، هر تحریر کش با دقت و حوصله بسیار، کلمات را با رعایت قواعد خطاطی بر روی کاغذ می‌نوشت.

💡 برگزاری نمایشگاه‌های هنری به تحریر کش‌های جوان فرصت می‌دهد تا آثار خود را به مردم معرفی کرده و مهارت‌های خود را نشان دهند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران