چینندگی
مترادفها
پلیسه دادن، چروکدار کردن
لغت نامه دهخدا
چینندگی. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی چیننده. عمل چیننده. رجوع به چیننده شود.
پلیسه دادن، چروکدار کردن
چینندگی. [ ن َن ْ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی چیننده. عمل چیننده. رجوع به چیننده شود.