چپله

لغت نامه دهخدا

چپله. [ چ َ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) طپانچه و سیلی و ضربت. ( ناظم الاطباء ).
چپله. [ چ َ پ ِ ل َ ] ( ص ) در لهجه قزوین بمعنی هلالی ( در طاق ) باشد.

فرهنگ عمید

= تپانچه

جمله سازی با چپله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 میوه گلابی که در انتهای فصل برداشت شده بود، به دلیل فشار بیش از حد در هنگام حمل و نقل به شدت چپله شده و دیگر برای فروش مناسب نبود.

💡 پس از اینکه بار سنگین از روی جعبه‌های میوه برداشت شد، تمام لایه زیرین آن میوه‌ها به دلیل فشار زیاد کاملاً چپله و بی‌شکل شده بود.

💡 او سعی کرد با دقت تمام بطری‌های خالی را در جعبه قرار دهد تا از چپله شدن و آسیب دیدن ظرف‌های پلاستیکی در طول مسیر جلوگیری نماید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران