لغت نامه دهخدا
چارخمی. [ خ َ ] ( اِخ )مزرعه ای است از سیستان، قدیم النسق سکنه این مزرعه شصت و پنج نفر میباشند. ( مرآت البلدان ج 4 ص 44 ).
چارخمی. [ خ َ ] ( اِخ )مزرعه ای است از سیستان، قدیم النسق سکنه این مزرعه شصت و پنج نفر میباشند. ( مرآت البلدان ج 4 ص 44 ).