چار تائی
مترادفها
چهار عدد
لغت نامه دهخدا
چارتائی. ( اِ ) قسمی مرغابی خرد.
فرهنگ فارسی
قسمی مرغابی خرد
جمله سازی با چار تائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در بازار رفت و فقط برای خرید چند چیز کوچک، یعنی حدوداً چار تائی از این مدل وسایل ساده و ارزانقیمت را تهیه کرد.
💡 وقتی که به خانه رسید، تنها چار تائی از کارهای باقیمانده را انجام داد و بقیه زمان خود را به استراحت و مطالعه گذراند.
💡 من فقط چار تائی از این کتابها را خواندهام و هنوز برای درک کامل مفاهیم پیچیده آن، نیاز به مطالعه بیشتر و تمرکز دارم.