پیچ برداشتن. [ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) تاب خوردن. تاب دیدن. خمیدن. دارای خمیدگی شدن.
( مصدر )تاب خوردن تاب دیدن خمیدن: [ پای من پیچ برداشت.]