پیزن

لغت نامه دهخدا

پیزن. [ ] ( اِ ) پیزنه. غریب. ( آنندراج ).، پی زن. [ پ َ /پ ِ زَ ] ( نف مرکب ) قایف. آنکه از اثر پای پیماینده را شناسد: بعد از دیدن آن غار و سنگلاخ در خصوص ابی کرز پی زن شبهه کردم که گفت این اثر قدم ابن ابی قحافه و این اثر قدم محمدبن عبداﷲ است. ( سفرنامه ٔمکه فرهادمیرزا ). || اسب و دیگر ستور.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز