پژوین

لغت نامه دهخدا

پژوین. [ پ َژْ ] ( ص ) چرگن. چرکین. شوخگن:
پیشم آرد دوات بن سوراخ
قلم سست و کاغذ پژوین.سنائی.|| چرکین داشتن ؟. || چرکین شدن ؟. ( برهان ).

فرهنگ معین

(پَ ) (ص. ) چرکین، پلید.

فرهنگ عمید

چرکین، شوخگن، چرک آلود، پلید، پژاگن.

ویکی واژه

چرکین، پلید.

ارکان یعنی چه؟
ارکان یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز