پژوین

لغت نامه دهخدا

پژوین. [ پ َژْ ] ( ص ) چرگن. چرکین. شوخگن:
پیشم آرد دوات بن سوراخ
قلم سست و کاغذ پژوین.سنائی.|| چرکین داشتن ؟. || چرکین شدن ؟. ( برهان ).

فرهنگ معین

(پَ ) (ص. ) چرکین، پلید.

فرهنگ عمید

چرکین، شوخگن، چرک آلود، پلید، پژاگن.

ویکی واژه

چرکین، پلید.

جمله سازی با پژوین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گیاه پژوین با برگ‌های خاص خود در مناطق کوهستانی رشد می‌کند و از نظر گیاه‌شناسی اهمیت زیادی برای حفظ تنوع زیستی در آن اکوسیستم دارد.

💡 در کتاب‌های قدیمی گیاه‌شناسی، از خواص درمانی گیاه پژوین برای تسکین دردهای مختلف و بهبود وضعیت سلامت عمومی بدن در دوران باستان یاد شده است.

💡 گردشگران در هنگام پیاده‌روی در دامنه‌های سبز کوهستان، شاهد شکوفایی گل‌های زیبا و متنوعی از جمله گیاه پژوین در میان علفزارها بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران