پشم کشیدن

لغت نامه دهخدا

پشم کشیدن. [ پ َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از تفرقه و پریشانی انداختن در چیزی. ( بهار عجم ):
کشیدم پشم در خیل و سپاهش.نظامی ( از بهار عجم ).|| کنایه از دور کردن معربد و هرزه گوی باشد از خود به لطائف الحیل. || هلاک کردن. ( غیاث اللغات ).

فرهنگ معین

(پَ. کِ دَ ) (مص ل. ) ۱ - دور کردن. ۲ - تفرقه انداختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تفرقه و پریشانی انداختن در چیزی. ۲- هلاک کردن.

ویکی واژه

دور کردن.
تفرقه انداختن.