پسند داشتن

مترادف‌ها

دوست داشتن، پسندیدن، میل داشتن، علاقه داشتن، خوش داشتن

متضادها

بیزار بودن، متنفر بودن

لغت نامه دهخدا

پسند داشتن. [ پ َ س َ ت َ ] ( مص مرکب ) پسندیدن. قبول کردن: و در عقد نکاح و عروسی وی [ طغرل ] تکلف هاء بی محل نمود چنانکه گروهی از خردمندان پسند نداشتند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 254 ). || ستودن. حمد.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۲- ستودن حمد.

کلمات مرتبط