پرخواهش
لغت نامه دهخدا
پرخواهش. [ پ ُ خوا / خا هَِ ] ( ص مرکب ) پرهوس. پرخواست. پرآرزو.
فرهنگ عمید
۱. پرهوس.
۲. پرآرزو.
فرهنگ فارسی
( صفت ) پر آرزو پر هوس پر خواست.
پرخواهش. [ پ ُ خوا / خا هَِ ] ( ص مرکب ) پرهوس. پرخواست. پرآرزو.
۱. پرهوس.
۲. پرآرزو.
( صفت ) پر آرزو پر هوس پر خواست.