پدرکشته

اصطلاح «پدرکشته» در زبان فارسی دو کاربرد و معنای اصلی دارد که یکی واقعی و دیگری مجازی است و هر دو در متون کهن و ادبیات فارسی به کار رفته‌اند. در معنای واقعی، «پدرکشته» به شخصی گفته می‌شود که پدر او به قتل رسیده باشد و در نتیجه او داغدار چنین حادثه‌ای باشد، هرچند این کاربرد در زبان امروز کمتر رایج است و بیشتر جنبه لغوی و تاریخی دارد. در معنای مجازی، این اصطلاح برای توصیف فردی به کار می‌رود که دارای کینه شدید، دشمنی عمیق و بغضی پایدار نسبت به شخص یا گروهی دیگر است، به گونه‌ای که گویی این دشمنی ریشه‌دار و غیرقابل آشتی است. در ادبیات فارسی، به ویژه در اشعار فردوسی، این واژه برای بیان شدت دشمنی و استمرار کینه به کار رفته و بار عاطفی و حماسی قوی دارد. مفهوم مجازی آن نشان می‌دهد که گاهی یک رفتار یا احساس انسانی چنان شدید است که با مرگ و فقدان عزیزان مقایسه می‌شود. در متون کلاسیک، این واژه برای تأکید بر غیرقابل‌صلح بودن دشمنی و ادامه‌دار بودن خصومت استفاده شده است. معنای دوم آن بیشتر در زبان ادبی و گفتاری رایج بوده و به مرور زمان پرکاربردتر از معنای اصلی شده است. در هر دو حالت، این واژه حامل بار احساسی سنگین و اغلب منفی است و به روابط تنش‌آلود و پرکینه اشاره دارد. بنابراین، «پدرکشته» هم به معنای فردی است که پدرش کشته شده و هم به صورت کنایی به شخصی گفته می‌شود که دارای دشمنی شدید و کینه عمیق است.

لغت نامه دهخدا

پدرکشته. [ پ ِ دَ ک ُ ت َ / ت ِ] ( ن مف مرکب ) آنکه پدرش را کشته باشند:
پدرکشته را شاه گیتی مخوان
کنون کز سیاوش نماند استخوان.فردوسی.پدر کشتی و تخم کین کاشتی
پدرکشته کی می کند آشتی.

فرهنگ عمید

۱. کسی که پدرش را کشته باشند.
۲. [مجاز] دارای کینه و دشمنی سخت.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه پدرش را کشته باشند.