پالاییده
مترادفها
تصفیه شده، پاک شده، پالایش شده
متضادها
آلوده، ناپاک
لغت نامه دهخدا
پالاییده. [ دَ / دِ ] ( ن مف ) صافی شده.
فرهنگ معین
(دِ ) (ص مف. ) صافی شده، تصفیه شده.
فرهنگ عمید
صافی شده، صاف شده.
فرهنگ فارسی
(اسم پالاییدن ) صافی شده تصفیه شده پالوده پالیده.
ویکی واژه
صافی شده، تصفیه شده.