ناپالوده
مترادفها
ناخالص، خام
متضادها
خالص، پالوده، پاک
لغت نامه دهخدا
ناپالوده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) غیرمصفی. غیرمروق. صافی نکرده. تصفیه نشده. مقابل پالوده. رجوع به پالوده شود: شهد، انگبین ناپالوده. ( مهذب الاسماء ).
فرهنگ فارسی
( صفت ) ناخالص تصفیه ناشده.