وهواه

مترادف‌ها

هوس، میل، خواهش، اشتیاق

متضادها

عقل، خویشتن‌داری

لغت نامه دهخدا

وهواه. [ وَهَْ ] ( ع ص ) ( فرس... ) وهوة. اسب شادمان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( از اقرب الموارد ). || شیر غران. || خر مایل به ماده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران