وشتاسف تصویر معنی وشتاسف لغت نامه دهخدا وشتاسف. [ وَ ] ( اِخ ) وشتاسب. ( ابن البلخی ). گشتاسب. رجوع به گشتاسب شود. فرهنگ فارسی وشتاسب گشتاسب کلمات مرتبط کی گشتاسب ترصه سرداسب صعفوقه وهزر منتصربا ططار گزارش محتوای نامناسب