لغت نامه دهخدا
کی گشتاسب. [ ک َ / ک ِ گ ُ ] ( اِخ ) رجوع به گشتاسب شود.
کی گشتاسب. [ ک َ / ک ِ گ ُ ] ( اِخ ) رجوع به گشتاسب شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زخمهٔ گشتاسب در کین سیاوش نقش سحر پیش تخت شاه کیخسرو مکان انگیخته
💡 وز آن پس به گشتاسب تاج و سریر سپاری و گردی تو خود گوشه گیر
💡 در عهد پادشاهى گشتاسب، او را وزيرى بود به نام (راست روشن ) كه به سبب اين ناممورد نظر گشتاسب بوده و بيشتر از وزاى ديگر مورد مرحمت قرار مى گرفت.
💡 فسانهای داراب و گشتاسب شاه جز این نیست و گشته بهم اشتباه
💡 شاه کیخسرو او برد حشم تا در مصر شاه گشتاسب اوراند سپه تا درکنگ