نچرانده
متضادها
آبیاری کرده
لغت نامه دهخدا
نچرانده.[ ن َ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل چرانده. رجوع به چرانده شود. || ناچرانده. ناچرانیده. مرتعی بکر و دست نخورده که اغنام در آن نچریده باشند.
آبیاری کرده
نچرانده.[ ن َ چ َ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) مقابل چرانده. رجوع به چرانده شود. || ناچرانده. ناچرانیده. مرتعی بکر و دست نخورده که اغنام در آن نچریده باشند.