چرانده
مترادفها
چران، گیاهخوار، علفخوار
لغت نامه دهخدا
چرانده. [ چ َ دَ / دِ] ( نف ) شبان و چوپان و چراننده. ( ناظم الاطباء ). || ( ن مف ) چرانیده شده. چراشده. خورده شده. گیاه و علفی که چرانده شده باشد. رجوع به چرانیده شود.
فرهنگ عمید
۱. ویژگی حیوانی که به چرا برده شده.
۲. زمینی که گیاه و علف آن را حیوانات علف خوار چرا کرده و خورده باشند.
جمله سازی با چرانده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 موج سراب می شمرد سلسبیل را هر کس ز خط سبز تو چشمی چرانده است