لغت نامه دهخدا
نماندنی. [ ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) رفتنی. که مقیم و ماندنی نیست. مقابل ماندنی. || مردنی. که مرگش نزدیک است. رجوع به نماندن شود.
نماندنی. [ ن َ دَ ] ( ص لیاقت ) رفتنی. که مقیم و ماندنی نیست. مقابل ماندنی. || مردنی. که مرگش نزدیک است. رجوع به نماندن شود.
رفتنی. که مقیم و ماندنی نیست مقابل ماندنی. یا مردنی. که مرگش نزدیک است.