نقوض
مترادفها
تخلفها، نقضها، ابطالها
متضادها
رعایت، پایبندی، تثبیت
لغت نامه دهخدا
نقوض. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نقض. رجوع به نقض شود.
فرهنگ فارسی
جمع نقض است
تخلفها، نقضها، ابطالها
رعایت، پایبندی، تثبیت
نقوض. [ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ نقض. رجوع به نقض شود.
جمع نقض است