نسج العنکبوت
مترادفها
تار عنکبوت
لغت نامه دهخدا
نسج العنکبوت. [ ن َ جُل ْ ع َ ک َ ] ( ع اِ مرکب ) نسج عنکبوت. رجوع به نسج عنکبوت شود. || هر کاری که در نهایت سستی و ضعف باشد. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نسج عنکبوت. یا هر کاری که در نهایت سستی و ضعف باشد.
جمله سازی با نسج العنکبوت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در متون ادبی و مذهبی، از عبارت نسج العنکبوت برای توصیف سستی و بیثباتی بناهایی که بر پایههای اشتباه بنا شدهاند، به شکلی بسیار زیبا و عمیق استفاده میشود.
💡 شاعر در این بیت به زیبایی از استعاره نسج العنکبوت استفاده کرده است تا نشان دهد که تمام این قدرتهای دنیوی در نهایت بسیار شکننده و ناچیز هستند.
💡 برخی تحلیلگران سیاسی معتقدند که این اتحادهای ناپایدار میان قدرتها، تنها مانند نسج العنکبوت هستند و با اولین فشار خارجی به سرعت از هم میپاشند.