کارتنک

لغت نامه دهخدا

کارتنک. [ ت َ / ت ُ ن َ ] ( اِ مرکب ) انفست. تنیده عنکبوت. تننده. ثطاء. خانه عنکبوت. نسج عنکبوت. تارهای عنکبوت ( در تداول عوام امروزی طهران ): درِجیبش را کارتنک گرفته. کارتنه. ( برهان ). رجوع به کارتنه شود. || دهنه. ( با بستن و گرفتن صرف شود ). و رجوع به عنکبوت شود.

فرهنگ معین

(تَ نَ ) (اِمصغ. ) ۱ - عنکبوت. ۲ - تار عنکبوت. کارتند و کارتن و کارتینه نیز گویند.

فرهنگ عمید

١. = عنکبوت
٢. تنیدۀ عنکبوت، تار عنکبوت.

فرهنگ فارسی

کارتن، عنکبوت، تنیده عنکبوت، تارعنکبوت
عنکبوت دهنه
( اسم ) ۱ - عنکبوت. ۲ - تار عنکبوت تنید. عنکبوت نسج عنکبوت.

جمله سازی با کارتنک

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این کتاب یکی از معروف‌ترین عناوین ئی بی وایت است که در حوزه کودک و نوجوان در ایالات متحده به چاپ رسیده است. ترجمه این اثر توسط مهشید امیرشاهی تحت عنوان کارتنک شارلوت در سال ۱۳۵۳ توسط انتشارات فرانکلین و کتابهای جیبی و همچنین ایمان مختار تحت عنوان شارلوت عنکبوته در سال ١٣٩٨ توسط نشر آواژ به چاپ رسیده است.

فتاح یعنی چه؟
فتاح یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
رفیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز