لغت نامه دهخدا
نخالی. [ ن ُ ] ( از ع، ص نسبی ) منسوب است به نخاله که سپوس باشد. ( سمعانی ). سبوسه ای. سپوسه ای: علامت این علت خارش بود در مثانه... و رسوبی نخالی باشد در بُن شیشه. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
نخالی. [ ن ُ ] ( از ع، ص نسبی ) منسوب است به نخاله که سپوس باشد. ( سمعانی ). سبوسه ای. سپوسه ای: علامت این علت خارش بود در مثانه... و رسوبی نخالی باشد در بُن شیشه. ( ذخیره خوارزمشاهی ).