نامکلف
مترادفها
بیمسئولیت، بیدقت
متضادها
مکلف
لغت نامه دهخدا
نامکلف. [ م ُ ک َل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) به تکلیف نارسیده. نابالغ. که شرعاً حکمی بر او نیست. || غیرمتعهد. غیرملتزم. غیرمسؤول.
بیمسئولیت، بیدقت
مکلف
نامکلف. [ م ُ ک َل ْ ل َ ] ( ص مرکب ) به تکلیف نارسیده. نابالغ. که شرعاً حکمی بر او نیست. || غیرمتعهد. غیرملتزم. غیرمسؤول.