نامختوم
مترادفها
باز، تمام نشده
متضادها
مختوم، بسته، تمامشده
لغت نامه دهخدا
نامختوم. [ م َ ] ( ص مرکب ) ختم ناشده. غیرمختوم. به پایان نارسیده. ناتمام. ناکامل.
جمله سازی با نامختوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نامختوم و نامتناوب است و برای نمایش آن مجبوریم به چند رقم اعشار آن اکتفا کنیم و بقیه را نادیده بگیریم، مثلاً مینویسیم:
💡 کارمند مسئول بایگانی، به دلیل مشاهده یک نامه نامختوم و فاقد مهر رسمی، از پذیرش آن و ثبت در سیستمهای اداری خودداری کرد.
💡 بسته بسیار مهمی که در درب منزل قرار گرفته بود، به صورت نامختوم و باز به نظر میرسید که باعث نگرانی شدید خانواده ما شد.
💡 در برخی پروندههای قضایی، اسناد نامختوم و فاقد امضای معتبر ممکن است به عنوان مدارک غیرقابل استناد در دادگاه مورد استفاده قرار نگیرند.