نامراقب
مترادفها
بیدقت، بدون مراقبت
متضادها
مراقب
لغت نامه دهخدا
نامراقب. [ م ُ ق ِ ] ( ص مرکب ) که مراقب و مواظب نیست. غیرمراقب. مقابل مراقب. رجوع به مراقب شود.
جمله سازی با نامراقب
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کارمند نامراقب در مدیریت پروندههای حساس سازمان، باعث بروز اشتباهات بزرگی شد که در نهایت منجر به ضررهای مالی جبرانناپذیر برای کل مجموعه گردید.
💡 راننده نامراقب با بیتوجهی به علائم راهنمایی و رانندگی، باعث ایجاد تصادفی شد که موجب آسیب جدی به چندین خودروی دیگر در بزرگراه گردید.
💡 برخورد نامراقب با کودکان در محیطهای آموزشی میتواند پیامدهای روحی بسیار سنگین و ناگواری داشته باشد که تا سالیان سال بر زندگی آنها اثر میگذارد.