لغت نامه دهخدا
نظارت داشتن. [ ن َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) مراقب بودن. ناظر بودن.
نظارت داشتن. [ ن َ رَ ت َ ] ( مص مرکب ) مراقب بودن. ناظر بودن.
مراقب بودن. ناظر بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سعید امامی در اعترافات خود اشاره میکند که جمعا بر قتل ۳۵۰ نفر در طی چهارده سال نظارت داشتن و شمار اندکی را با دست خود از بین برده است.