مستأدب

مترادف‌ها

مودب، باادب، مؤدب، با نزاکت

متضادها

بی‌ادب، بی‌نزاکت، بدرفتار

لغت نامه دهخدا

مستأدب.[ م ُ ت َءْ دِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استیداب. متأدّب. ادب آموزنده. ( منتهی الارب ). آنکه ادب می آموزد. فراگیرنده ادب. رجوع به استئداب و استیداب شود.

فرهنگ فارسی

ادب آموزنده

کلمات مرتبط