ناسنجیدنی
مترادفها
غیرقابل اعتماد، بیملاحظه، سبکسر، بیپروا
متضادها
سنجیده، حسابشده، متین، استوار
لغت نامه دهخدا
ناسنجیدنی. [ س َ دَ] ( ص لیاقت ) مقابل سنجیدنی. رجوع به سنجیدنی شود.
غیرقابل اعتماد، بیملاحظه، سبکسر، بیپروا
سنجیده، حسابشده، متین، استوار
ناسنجیدنی. [ س َ دَ] ( ص لیاقت ) مقابل سنجیدنی. رجوع به سنجیدنی شود.