لغت نامه دهخدا
( ناآبادان ) ناآبادان. ( ص مرکب ) ناآباد. غیرمعمور. ویرانه. مقابل آبادان.رجوع به آبادان شود. || متروک. بی رونق.
( ناآبادان ) ناآبادان. ( ص مرکب ) ناآباد. غیرمعمور. ویرانه. مقابل آبادان.رجوع به آبادان شود. || متروک. بی رونق.
( نا آبادان ) ( صفت ) ۱ - خراب ویران نا آباد آبادان. ۲ - متروک بی رونق.