لغت نامه دهخدا
مکناء. [ م ُ ک َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ مکین، جاگیر و ذی عزت نزد پادشاه. ( آنندراج ). و رجوع به مکین شود.
مکناء. [ م ُ ک َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). ج ِ مکین، جاگیر و ذی عزت نزد پادشاه. ( آنندراج ). و رجوع به مکین شود.