مکلبه
لغت نامه دهخدا
( مکلبة ) مکلبة. [ م َ ل َ ب َ ] ( ع اِمص ) زن جلبی. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). قیادت و آن سعی میان مرد و زن است در فجور. ( از اقرب الموارد ). || ( ص )ارض مکلبة؛ زمین بسیارسگ. ( از ذیل اقرب الموارد ).
جمله سازی با مکلبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 راهنمای تور با جزئیات بسیار زیادی درباره تاریخچه و معماری قدیمی این مکلبه و نقش آن در زندگی معنوی مردم منطقه توضیح داد.
💡 در دل کوههای مرتفع و پوشیده از برف، مکلبه کوچکی قرار گرفته است که راه رسیدن به آن تنها با پیادهروی طولانی ممکن است.
💡 صوفیان و زاهدان در گذشته روزهای خود را در سکوت و آرامش مکلبههای دورافتاده سپری میکردند تا به درک عمیقتری از هستی برسند.