لغت نامه دهخدا
مکتسبات. [ م ُ ت َ س َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکتسبه. کسب کرده شده ها: به کرایم عادات، آثار مکتسبات خویش با آن ضم گردانیده. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 177 ). و رجوع به مکتسبه شود.
مکتسبات. [ م ُ ت َ س َ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ مکتسبه. کسب کرده شده ها: به کرایم عادات، آثار مکتسبات خویش با آن ضم گردانیده. ( مرزبان نامه چ قزوینی ص 177 ). و رجوع به مکتسبه شود.
( اسم ) جمع مکتسبه