مؤتبط
مترادفها
مرتبط، متصل، وابسته
متضادها
نامربوط، جدا
لغت نامه دهخدا
مؤتبط. [م ُءْ ت َ ب ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از ائتباط. ( منتهی الارب ماده اب ط ). هموار و راست. رجوع به ائتباط شود.
- مؤتبطالنفس؛ نفس گران و فاسد شده. ( منتهی الارب ).
جمله سازی با مؤتبط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این موضوعی که مطرح کردید با مسائل حقوقی و قراردادهای امضا شده در سال گذشته کاملاً مرتبط و در ارتباط مستقیم است.
💡 برای حل این مشکل، باید بررسی کنیم که آیا اطلاعات ارائه شده توسط کارمند با واقعیتهای موجود در سیستم شرکت مرتبط است یا خیر.
💡 رابطه بین تغذیه سالم و سلامت جسمانی انسان، موضوعی بسیار مرتبط با افزایش کیفیت زندگی و طول عمر در دوران پیری است.