لغت نامه دهخدا
منجاد. [ م ِ ] ( ع ص ) کسی که به سوی نجد بسیار می آید. ج، مناجید. ( ناظم الاطباء ). || رجل منجاد؛ مرد بسیار یاری کننده. ( از اقرب الموارد ).
منجاد. [ م ِ ] ( ع ص ) کسی که به سوی نجد بسیار می آید. ج، مناجید. ( ناظم الاطباء ). || رجل منجاد؛ مرد بسیار یاری کننده. ( از اقرب الموارد ).